استاندارد دوگانه در قضاوت
این سخن عمیق به یک نقص رایج انسانی میپردازد: نحوه قضاوت نامتوازن، بهویژه در مورد دیگران در مقایسه با خودمان. این گفته، ریاکاری کسانی را که «بندگان گناهکار خدا» (عَبِیدَ اَلسَّوْءِ) نامیده شدهاند و در اطاعت از او کوتاهی میکنند، آشکار میسازد.
۱. مخاطب: «بندگان گناهکار خدا»
عبارت «بندگان گناهکار خدا» (عُبَیدُ السَّوْءِ) به افرادی اشاره دارد که شاید ظاهراً خود را مؤمن یا پیرو تعالیم الهی بدانند، اما در شخصیت و رفتارشان نقصهایی دیده میشود. آنها تنها نام بندگان خدا را دارند؛ اعمالشان اغلب از اراده خدا منحرف میشود و آنها را به سمت گناه سوق میدهد.
۲. قضاوت نامتوازن: سرزنش دیگران بر اساس گمان:
عیسی (ع) یک نقص مهم را برجسته میکند: «شما مردم را بر اساس گمان صرف سرزنش میکنید» (تلومون الناس علی الظن).
- «تلومون الناس» : این یعنی دیگران را سرزنشکردن، ملامتکردن یا سرکوفتزدن.
- «الظن» : این به معنای «بر اساس گمان» یا «حدس و گمان» است.
این رفتار، تمایل به قضاوت سریع دیگران بر اساس شواهد ضعیف، حرفهای دیگران، فرضیات یا صرفاً برداشتهای سطحی، بدون مدرک قطعی را توصیف میکند. چنین قضاوتهایی اغلب سختگیرانه، سریع و بیرحمانه هستند. افراد بر اساس آنچه درباره آنها فکر یا گمان میشود، نه بر اساس حقایق تأیید شده، محکوم میشوند. این نشاندهنده فقدان همدلی و تمایل زیاد به یافتن عیب در دیگران است.
۳. ریاکاری: عدم سرزنش خود حتی باوجود یقین به خطاها:
در اینجا تضاد آشکاری ارائه میشود: «درحالیکه خودتان را سرزنش نمیکنید، حتی زمانی که به خطاهای خودتان یقین دارید» (و لا تلومون انفسکم علی الیقین).
- «و لا تلومون انفسکم» : یعنی «و خود را سرزنش نمیکنید».
این عمل جوهر ریاکاری است. همین افراد که در سرزنش دیگران بر اساس گمان صرف بسیار عجول هستند، در مورد خطاهای آشکار و انکارناپذیر خودشان، به طرز قابلتوجهی سهلگیر یا کاملاً بیتوجهاند. آنها به کاستیهای خود - گناهانشان، نقصهای شخصیتیشان، و شکستشان در عمل به استانداردهای الهی - یقین دارند، اما خود را مسئول نمیدانند. اشتباهاتشان را نمیپذیرند، احساس پشیمانی نمیکنند، یا اقدام اصلاحی انجام نمیدهند.
۴. مسائل زیربنایی:
این سخن به چندین مسئله ریشهدار اشاره دارد:
خودفریبی: مردم اغلب خود را فریب میدهند؛ خطاهای خود را کوچک یا قابلتوجیه میدانند، درحالیکه عیوب درک شده دیگران را بزرگنمایی میکنند.
غرور و تکبر: احساس برتری باعث میشود فرد باور کند که از سرزنش مبراست، درحالیکه دیگران سزاوار انتقادند.
فقدان خودآگاهی: ناتوانی در وارسی وجدان و اذعان به کاستیهای خود.
ضعف معنوی: ناتوانی در بهکارگیری همان استانداردهای پاسخگویی برای خود که برای دیگران به کار میبریم، نشاندهنده عدم بلوغ معنوی و فقدان تعهد به اصلاح واقعی خود است.
۵. دعوت به پاسخگویی و عدالت:
این سخن عیسی (ع) افراد را ترغیب میکند که:
آینه را به درون بچرخانند: قبل از قضاوت دیگران، خود را به طور انتقادی بررسی کنند.
استانداردها را به طور یکسان اعمال کنند: خود را با همان استانداردها (یا حتی بالاتر) که از دیگران انتظار دارند، بسنجند.
خطاهای خود را بپذیرند: به گناهان و کاستیهای خودآگاه باشند و نسبت به آنها ابراز پشیمانی کنند.
همدلی را تمرین کنند: درک کنند که دیگران، مانند شما، مستعد خطا هستند و با آنها با شفقت برخورد کنند، نه با قضاوت شتابزده.
بنابراین، پرهیزگاری واقعی در خودآزمایی دقیق، پاسخگویی، و بهکاربستن استانداردهای اخلاقی سازگار با خود، قبل از تعمیم آن به دیگران، نهفته است. با کنارگذاشتن این استاندارد دوگانه مضر، افراد میتوانند سفر واقعی خودسازی رابهسوی الگوی الهی آغاز کنند.
63175
شرح کلام منسوب به حضرت عیسی(ع):
«يَا عَبِيدَ السَّوْءِ! تَلُومُونَ النَّاسَ عَلَى الظَّنِّ وَلَا تَلُومُونَ أَنْفُسَكُمْ عَلَى الْيَقِينِ»
ترجمه روان و دقیق:
«ای بندگان بدکار و پست!
شما مردم را به خاطرِ یک گمان و احتمالِ گناه سرزنش میکنید،
اما خودتان را به خاطرِ گناهانی که یقیناً و قطعاً مرتکب شدهاید، سرزنش نمیکنید!»
شرح و توضیح
حضرت عیسی(ع) در این جملهٔ آتشین، یکی از بزرگترین بیماریهای اخلاقی و روانی انسان را نشان میدهد:
۱. سوءظن شدید به دیگران
ما معمولاً دیگران را با بدترین احتمال قضاوت میکنیم:
- اگر کسی یک کلمه گفت، فوراً میگوییم قصدش توهین بود.
- اگر کسی پولی به دست آورد، میگوییم حتماً حرام است.
- اگر کسی یک بار غیبتش را شنیدیم، تا آخر عمر نسبت به او بدگمان هستیم.
اینها همه بر اساس «ظن» و گمان است، نه یقین.
۲. تساهل و تسامح عجیب با خود
اما وقتی نوبت به خودمان میرسد همه ی کارهایمان را توجیه می کنیم:
- دروغ گفتیم → «مصلحت بود»
- غیبت کردیم → «حرف دلم بود»
- ربا خوردیم → «در این زمان چارهای نیست»
- حق الناس بر گردنمان هست → «بعداً حل میکنم»
- نماز را سبک شمردیم → «خسته بودم»
اینها همه «یقینی» و مسلّم است؛ خودمان میدانیم گناه کردهایم، اما نه تنها خود را سرزنش نمیکنیم، بلکه توجیه هم میکنیم!
مثالهای روزمره
- کسی در گروه واتساپی یک جملهٔ دوپهلوی فلان روحانی یا فلان فعال را میبیند و فوراً میگوید: «این مرتد شد! این منافق است!»
اما خودش هر شب پای سریال و اینستاگرام تا صبح بیدار است و نماز صبحش قضا میشود، و هیچگاه به خودش نمیگوید: «چرا اینقدر غافلم؟»
- ما به خاطر یک شایعه، سالها با برادر یا خواهر خود قهر میکنیم، اما گناهان یقینی خودمان (حسد، کینه، ترک واجب، ارتکاب حرام) را «کوچک» میپنداریم.
نتیجهٔ کلام حضرت عیسی(ع)
این جمله در حقیقت یک سیلی محکم به صورت «خودبرتربینی اخلاقی» ماست.
ما فکر میکنیم خیلی پاک و مقدسیم، چون دیگران را به سرعت محکوم میکنیم،
در حالی که اگر همان دقت و سختگیری را نسبت به خودمان داشتیم، شاید یک لحظه آرام نمیگرفتیم از شرم گناهان یقینی خودمان.
امام سجاد (علیه السلام)هم همین معنا را دارد که فرمود:
وَ رُوِيَ عَنْهُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: لاَ تَعِبْ أَخَاكَ اَلْمُؤْمِنَ بِعَيْبٍ هُوَ فِيكَ حَتَّى تُصْلِحَهُ مِنْ نَفْسِكَ فَإِذَا أَصْلَحْتَهُ بَدَا لَكَ عَيْبٌ غَيْرُهُ وَ كَفَى بِالْمَرْءِ شُغُلاً بِنَفْسِهِ. أعلام الدین في صفات المؤمنین , جلد۱ , صفحه۱۱۹
از برادر مؤمنت به خاطر عیبی که در خود توست، انتقاد مکن تا زمانی که خودت آن را اصلاح کنی، که اگر آن را اصلاح کنی، عیب دیگری برایت ظاهر میشود، و همین برای مشغول شدن انسان به خودش کافی است.
خلاصهٔ سخن مسیح(ع):
تا وقتی با دیگران با «ترازوی ظن» رفتار میکنی و با خودت با «ترازوی یقینِ گناه» رفتار نمیکنی،
تو بندهٔ بدکار و پست هستی، نه بندهٔ خدا.
این کلام، دعوت به یک انقلاب درونی است:
ترازو را اول روی خودت بگذار، آنقدر که اشک از چشمت بیاید؛
بعد اگر چیزی ماند، با هزار احتیاط و رفق و رحمت، دیگران را نصیحت کن.
;